پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - وحدت و چالشهاى همگرايى - عطاران سعید

وحدت و چالش‌هاى همگرايى
عطاران سعید

مقدمه
وحدت از جمله روحبخش‌ترين فرمان‌هاى الهى است كه رايحه آن در مشام هر مسلمانى كه دل در گرو دين مقدس اسلام دارد، خوش است و حيات و سر زندگى مسلمانان و جوامع اسلامى را بايد در آن جست‌وجو كرد. نغمه زيبا و روح‌افزاى »وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلَا تَفَرَّقُوا«، »وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً« »محمدٌ رسول اللَّه وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ« و آيات ديگر كه مستقيم يا غيرمستقيم به مسئله وحدت و همگرايى مسلمانان و يا دورى از تفرقه اشاره كرده است، از يك سو مطلوبيت اين امر را نزد خداوند و اوليايش مى‌رساند و از ديگر سو رمز موفقيت و پيروزى مسلمانان را خاطر نشان ساخته است.
در ضرورت و اهميت مسئله وحدت توصيه‌ها و دستورات پيامبر عظيم‌الشأن اسلام و ائمه معصومين - عليهم‌السلام - بسيار گويا و صريح است. از اين رو خدشه‌دار نمودن وحدت مسلمانان از هيچ مسلمانى و با هيچ بهانه‌اى پذيرفته نيست و تفرقه افكنان تفاوتى با دشمنان دين از جهت مقابله با پيام‌ها و دستورات دينى ندارند و حساب آنان از حساب دشمنان جدا نخواهد بود.
با نگاهى گذرا به كلمات معصومان، ضرورت وحدت را به نظاره مى‌نشينيم.

وحدت در نگاه اولياى دين
رسول خدا و جانشيان او، اولين مناديان وحدت بوده‌اند كه بر ضرورت آن پاى فشرده‌اند.
رسول خدا - صلى‌اللَّه و عليه و آله و سلم - فرمود:
ذمةالمسلمين واحدة يسعى بها ادناهم.
يا فرمود:
و هم يدٌ على من سواهم.
و اميرالمؤمنان - عليه‌السلام - خطاب به ابوموسى اشعرى مى‌فرمايد:
وَلَيْسَ رَجُلٌ - فَاعْلَمْ - أَحْرَصَ عَلَى جَمَاعَةِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَيْهِ‌وَآلِهِ‌وسلَّم وَ أُلْفَتِهَا مِنِّي، أَبْتَغِي بِذلِكَ حُسْنَ الثَّوَابِ، وَكَرَمَ الْمَآبِ.
امام در كلامى سراسر وحدت بخش خطاب به عمر كه از امام براى هدايت لشكر اسلام در جنگ توسط خود مشورت خواسته بود، چنان به وحدت و عوامل وحدت آفرين توجه مى‌فرمايد كه گويا خليفه دوم عمر امروز از آن حضرت طلب مشورت كرده است و اين كلام همچنان زنده است و پيام آن زندگى بخش و همچنان چراغ راه مسلمانان است:
وَالْعَرَبُ الْيَوْمَ، وَإِنْ كَانُوا قَلِيلاً، فَهُمْ كَثِيرُونَ بِالْإِسْلَامِ، عَزِيزُونَ بِالْإِجْتَِماعِ
هم‌چنين امام على(ع) در كلامى ديگر مى‌فرمايد:
إِنَّ الشَّيْطَانَ يُسَنِّي لَكُمْ طُرُقَهُ، وَ يُرِيدُ أَنْ يَحُلَّ دِينَكُمْ عُقْدَةً عُقْدَةً، وَيُعْطِيَكُمْ بِالْجَمَاعَةِ الْفُرْقَةَ، وَبِالْفُرْقَةِ الْفِتْنَةَ. فَاصْدِفُوا عَنْ نَزَغَاتِهِ وَنَفَثَاتِهِ
زيد شحام از امام صادق(ع) نقل كرده است:
خالقوا الناس باخلاقهم، صلّوا فى مساجدهم وعودّوا مرضاهم و اشهدوا جنائزهم و ان استطعتم ان تكونوا الائمة والمؤذنين فافعلوا فانكم اذا فعلتم ذلك قالوا هؤلاء الجعفريه رحم اللَّه جعفراً ما كان احسن ما يؤدِّب اصحابَه و اذا تركتم ذلك قالوا هؤلاء الجعفريه فعل اللَّه بجعفر ما كان اسوء ما يؤدّب اصحابه.
امام صادق(ع) هم‌چنين پس از دستور به شركت در تشييع جنازه يا عيادت مريضان اهل سنت مى‌فرمايد:
هر گاه كسى راستگو و امانتدار و با مردم (اهل سنت) خوش خلق باشد، گفته مى‌شود اين جعفرى است [اين امر] مرا خوشنود مى‌سازد: فيسرنى ذلك و يدخل على منه السرور و قيل هذا ادب جعفر
در موضوع وحدت، مطالب مختلفى مى‌توان طرح نمود؛ اهميت وحدت، ضرورت وحدت، مراد از وحدت، عوامل و زمينه‌هاى وحدت و...
اما آن‌چه محور اين نوشته است، موانع و چالش‌هاى فراروى وحدت است؛ از اين رو در اين جستار موانعى موجود در راه وحدت مسلمانان را مطرح نموده‌ايم؛ به اميد آن كه پس از شناسايى موانع، براى رفع آن‌ها اقدام كرده، مسلمانان در همه عالم چون برادرانى صميمى در كنار همديگر و در صفوفى مستحكم و به هم فشرده در مقابل دشمنان بايستند.

موانع همگرايى
از آن‌جا كه موضوع همگرايى و اتحاد مسلمانان از مهم‌ترين موضوعات مطرح در طول تاريخ اسلام بوده است و آثار و نتايج حياتى براى مسلمانان به دنبال داشته، دشمنان پيوسته كوشيده‌اند تا در راه تحقق آن موانعى ايجاد نمايند كه بيشتر اين دشمنى‌ها از خارج مرزهاى اسلامى هدايت شده است. در بيش‌تر جدايى‌ها و تفرقه‌ها بين مسلمانان خواست و اراده بيگانگان مشهود و معلوم است. اما با تلاش‌هاى پيگير دشمنان اسلام اين موانع در آنچه بيگانگان ساخته‌اند، منحصر نشده است، بلكه قضيه به گونه‌اى رشد كرده كه نياز به حضور دشمنان نبوده است و از درون جوامع اسلامى، موانع ظهور كرده و در داخل مرزهاى اسلام، كسانى به تفرقه افكنى و ايجاد شكاف در صفوف مسلمين پرداخته‌اند.
در راه همگرايى مسلمين موانع متعددى به شماره آمده است:
- تعصب و تقليد كه در تعصب مذهبى و نژادى نمايان شده است.
- سياست‌هاى بيگانه.
- دورى مسلمانان از تعاليم اصيل اسلامى و پيدايش جهل، خرافات، بدعت و تقليدهاى ناروا.
- منشأ سياسى توسط علماى دربارى از يك طرف، و زمامداران و حكام از طرف ديگر.
- اختلافات علمى و اجتهادى ميان علما كه به زندگى عمومى مردم انتقال يافت؛
- انديشه‌هاى هوس آلود و مسائل نژادى؛
- سوء فهم.
- غفلت مسلمين.
- تهمت‌ها و افتراها.
- صهيونيسم.
- كمونيسم.
- نفوذ و رسوخ رذائل اخلاقى در ميان مسلمين.
- فرقه گرايى و مجادلات مذهبى.
- حكومت‌هاى وابسته و خودكامه.
در اينجا به برخى از مهم‌ترين موانع همگرايى مسلمانان اشاره مى‌كنيم.

الف. توطئه‌هاى استعمار
مهم‌ترين مانع در راه همگرايى مسلمانان، استبداد و استعمار است كه با چهره‌هاى مختلف و سياست‌هاى رنگارنگ خود، تفرقه مسلمين را موجب شده است.
دشمنى با اتحاد مسلمانان سابقه‌اى ديرينه داشته و ريشه‌هاى اين دشمنى را در روزهاى نخست حيات اسلام در مدينه مى‌يابيم چرا كه همگرايى مسلمانان كه بر اساس خواست الهى و برآمده از تلاش پيامبر اسلام بود، منافع گروهى را به خطر انداخته و با خواسته‌هاى نفسانى عده‌اى در تضاد وتزاحم بود، لذا بناى عداوت و سنگ اندازى در مسير تحقق جامعه آرمانى و به هم پيوسته مسلمانان گذاشته شد و عمده تلاش براى ايجاد اختلاف و جدايى در بين مسلمانان - معطوف بود. آنان - و پيوسته در راه گسستن پيوندهايى بودند كه پيامبر سعى در ايجاد آنها داشت و از روز نخست براى تحقق آنها تلاش كرده بود. اين حركت‌ها، به شبه جزيره عربستان و سرزمين حجاز و يا زمان صدر اسلام محدود نشد، بلكه همراه با پيشرفت اسلام، كينه‌توزى‌ها نيز ادامه يافت و به صورت‌هاى مختلفى ظهور و بروز كرد.
با كمال تأسف بايد گفت كه اين تلاش‌ها در عصر حاضر انسجام يافته‌تر و برنامه‌ريزى شده‌تر، با به كار گرفتن تمامى امكانات و ظرفيت‌هاى موجود، جان تازه‌اى گرفته و اتحاد مسلمانان را مورد هدف قرار داده است.
در اين باره نكته مهمى حائز اهميت است و آن اين كه هدف نهايى و اصلى استعمار كهنه و نو چيزى جز نابودى اصل دين نيست و اگر قرائت خاصى از دين را مى‌پذيرند و با قرائت ديگرى دشمنى مى‌ورزند از سر ناچارى و اضطرار است تا از اين طريق اعتماد بخشى از مسلمانان را به خود جلب كرده و با وسيله قرار دادن همان گروه به اهداف شوم خود نايل آيند و با جمع‌بندى سخنان و حركات دشمنان در اين باره مى‌توان به اين نتيجه رسيد كه دشمنى آنان با اصل دين است و چنانچه امكان نابودى دين و مقدمات آن فراهم شود، لحظه‌اى درنگ نخواهند كرد. از اين رو بر مسلمانان فرض است كه با شناخت هدف واقعى دشمنان، دست از اختلافات در بين اهل قبله برداشته و با اتحاد حول محورهاى وحدت بخش كه مورد پذيرش و توجه همه مسلمانان است در مقابل توطئه‌هاى بيگانگان ايستادگى كنند.
در اين‌باره جمله معروفى از سيد شرف‌الدين در اجتماع مصريان نقل شده است كه به اين موضوع اشاره دارد:
»فرقتهما السياسة فلتجمعهما السياسة«.
سياست و مطامع سياسى از روز نخست شيعه و سنى از هم دور كرد و اكنون نيز سياست بايد آنان را كنار هم گرد آورد.
او مى‌گويد: از ابتدا چيزى كه موجب جدايى مسلمانان شد سياست‌ها و برنامه‌ريزى‌هاى بيگانگان و به طور كلى استعمار بود و اكنون هم با سياست و برنامه‌ريزى بر اساس مصالح اسلام و مسلمين بايد مسلمانان را به اتحاد و همگرايى رساند.
استعمار با بسيج تمام امكانات خود حمايت‌هاى خود را در سه بخش اقتصادى، سياسى و فرهنگى تنظيم و سازماندهى كرده است. تلاش‌هاى استعمار براى ايجا تفرقه بين مسلمانان را به طور خلاصه مى‌توان در موارد زير فهرست كرد:
١. تأسيس گروه‌هاى افراطى.
٢. حمايت از افراد مسئله دار و نامتعادل.
٣. مطرح ساختن موضوعات تفرقه افكنانه.
٤. بزرگ نمايى اختلافات.
٥. تدوين و تأليف كتب تفرقه‌افكنانه.
٦. راه‌اندازى سايت‌هاى اينترنتى.
٧. شايعه‌سازى و شبهه افكنى.
٨. ايجاد و حمايت از حكومت‌هاى لائيك.
٩. جلوگيرى از شناخت مسلمانان نسبت به هم.
دشمنان اسلام با شناخت دو قرائت از اسلام يعنى اسلام ناب و اسلام تحريف شده و رنگ باخته، با تمام توان از اسلام غير حقيقى حمايت كرده‌اند در اين راه توانسته‌اند با معرفى اسلام قشرى و تمسك به ظواهر اسلام، مسلمانان را از اسلام حقيقى و ناب دور سازند آنان به خوبى دريافته‌اند كه اسلام ناب، اسلام بيدار و آگاه است و هيچ گاه نمى‌توانند با حضور آن در كشورهاى اسلامى و در بين مسلمانان جايى داشته باشند، لذا با حمايت از اسلام تحريف شده يا به تعبير امام خمينى(ره) »اسلام آمريكايى«، به اهداف خود از اين راه دست يابند و توانستند با محور قرار دادن اين اسلام، تز جدايى دين از سياست را پياده كنند و با دور كردن مسلمانان از محور قدرت و سياست، نقشه‌هاى شوم خود را در كشورهاى اسلامى پياده كنند استعمار در اين راستا از راهكارهاى زير بهره گرفته است:

١. تأسيس گروه‌هاى افراطى
استعمار در هر دوره‌اى متناسب با آن دوره سعى در ايجاد و تأسيس گروه‌هايى كرده است كه وجود آنان در درون مسلمانان بهترين شيوه براى ايجاد اختلاف و از بين بردن وحدت مسلمانان بوده است.
برخى از جنبش‌هايى كه با تلقى خشك، بى‌روح، سطحى و قشرى از اسلام و ظاهربينى و جمود فكرى به مخالفت با عقل و فلسفه وعرفان و اجتهاد برخاسته و با تكيه بر ظواهر حديث و سنت و سيره سلف يعنى پيامبر و خلفاى راشدين و صحابه و تابعين و پيشوايان دينى تا آخر قرن سوم هجرى، هرگونه اجتهاد و تعمق و تفسير فراتر از ظواهر سنت و حديث را به شيوه اهل حديث، بدعت دانسته و از ميان بردن آنها و مقيدين به آن‌ها را لازم شمردند و در اين جهت همانند خوارج بدون داشتن افكار و انديشه و منطق درستى چهره نظامى به شكل بدويان را به خود گرفته و با شمشير و لشكركشى بناى انهدام آثار و بقاياى اسلامى و مخالفان خود، به نام مبارزه با شرك و بدعت را نهادند كه در اين رابطه يكى از جهت‌گيرى‌هاى اساسى آن‌ها در ضديت با تشيع و شيعيان قابل توجه و تعمق است.
برخى از جنبش‌ها در داخل سرزمين‌هاى اسلامى از همان ابتداى پيدايش خود مستقيم و غير مستقيم در خدمت سياست انگلستان بوده و عليه جهان اسلام و مذاهب اسلامى غير از حنبلى و به ويژه بر عليه تشيع و با هدف تضعيف قدرت مسلمين و از هم پاشيدگى وحدت جامعه اسلامى به طور ثابت و همواره، گام برداشته و مسئله غرب‌ستيزى و ضديت با استعمار به هيچ وجه در جهت‌گيرى آن‌ها وجود نداشته است.

٢. حمايت از افراد مسئله دار و نا متعادل
هميشه در بين گروه‌هاى مسلمانان ما شاهد وجود افرادى هستيم كه به نحوى دچار افراط و تفريط اند و از تعادل و حالت متوازنى برخوردار نيستند، و همين امر زمينه سوء استفاده دشمنان را فراهم كرده است كه با يافتن اين افراد و با وعده و وعيدهاى مختلف از وجود آنان در راه رسيدن به اهداف پليد خود سود جسته‌اند. اينان به صورت‌هاى مختلف از تبليغ زبانى گرفته تا تأليف كتب و آثار به ظاهر علمى توانسته‌اند به اهداف استعمار خدمت كنند و در جبهه مسلمانان ايجاد تفرقه كنند.

٣. جلوگيرى از شناخت صحيح مسلمانان نسبت به هم
استعمار ضمن تلاش فراگير و با بهره‌گيرى از تمام امكانات و ابزار تبليغاتى سعى كرده است تا مسلمانان از همديگر شناخت صحيح و مطابق با واقعيتى پيدا نكنند و پيوسته در تخريب نگرش‌هاى آنان نسبت به همديگر كوشيده است. در حقيقت تا مادامى كه چهره حقيقى هر كدام از گروه‌هاى مسلمانان براى گروه‌هاى ديگر شناخته نشود وحدت يا همگرايى امكان‌پذير نيست. به عنوان مثال در يكى از كنگره‌ها در كشور تركيه يكى از اعضاى هيأت علمى دانشكده الهيات دانشگاه مرمره استانبول مقاله‌اى پيرامون بررسى آراء اماميه و ارزشيابى افكار آنان درباره اصول دين قرائت كرد و طى آن ده مطلب را به اماميه نسبت داده است كه روح اماميه نيز از آن‌ها خبر نداشته و دليل روشنى بر نداشتن شناخت درست مسلمانان از همديگر است.
١. مذهب اماميه در مسائل مربوط به صفات خدا راه افراط وتفريط را پيموده گاهى »مشبّهه« و گاهى »معطله« بوده‌اند.
٢. امامت نزد اماميه نوعى نبوت است و با ادامه امامت نبوت نيز ادامه يافته است. آنان معتقدند كه وحى پس از پيامبر قطع نشده و همچنان ميان اولاد او ادامه داشت.
٣. اماميه از صحابه پيامبر تبرى مى‌جويند.
٤. اماميه قائل به تحريف قرآن بوده و روايات تحريف در مصادر اصلى آنان موجود است.
٥. پيروان اماميه فقط در معابدى پيدا مى‌شوند كه قبر پيشوايان در آنجاست.
٦. اماميه براى احاديثى كه از بزرگان صحابه رسيده، ارزشى قائل نيستند در مقابل رواياتى كه از دشمنان اسلام رسيده مورد اعتماد آن‌هاست.
اين‌ها مطالبى است كه يك استاد دانشگاه الهيات بدون تحقيق و مطالعه آثار اماميه به اين گروه نسبت داده و در كنفرانس علمى به عنوان پژوهشى علمى ارائه مى‌نمايد!
در اين باره دارالتقريب و علماى بزرگ و پيشوايان شيعه و سنى جهان اسلام در صدد روشن نمودن اذهان طرفين نسبت به افكار هم و به ويژه رفع شبهات و اتهامات از مذاهب خود بر آمده‌اند. چرا كه يكى از اهداف دارالتقريب، شناساندن صحيح اسلام و نيز معرفى صحيح مذاهب اسلامى اعم از شيعه و سنى توسط پييشوايان آن بود تا بدين طريق مانع بزرگ فكرى - فرهنگى كه از نظر آن‌ها جهل و نادانى و دورى از موازين علم و عقل و منطق بوده، رفع و تقريب بين مذاهب برقرار گردد. علماى شيعه رفع شبهات وارده بر تشيع را دنبال نموده، علماى سنى نيز در مذمت تقليد كوركورانه و مبارزه با آن، باب فكر، اجتهاد و علم و استدلال را گشوده‌اند.

٤. مطرح ساختن موضوعات تفرقه افكنانه
اين مسئله گرچه مستقيماً توسط استعمارگران انجام نگرفته ولى با برنامه‌ريزى و حمايت‌هاى همه جانبه آنان توسط مسلمانان ناآگاه كه معمولاً آلت دست استعمار بوده‌اند. صورت عمل به خود گرفته است ولى در هر صورت يكى از عوامل اثر گذار در اين زمينه بوده است و در بيش‌تر موارد، موضوعاتى مطرح شده است كه نزد مسلمانان از موضوعات پيش پا افتاده بوده و اختلاف بر سر آن يك امر طبيعى و عادى بوده است ولى هنگامى كه با هدف اختلاف انگيزى و تفرقه افكنى مطرح مى‌شود رنگ و روى ديگرى به خود مى‌گيرد.

٥. بزرگ نمايى اختلافات
اختلاف ميان علماى دين كه ناشى از باز بودن باب اجتهاد است، يكى از عوامل رشد و پويايى امت اسلامى است. اين شيوه توسط ائمه دين ترويج مى‌شد. آنان به اصحاب فاضل خود اجازه مى‌دادند تا با رعايت اصول و ضوابط اجتهاد به ارائه آراى علمى و فقهى بپردازند و در مواردى كه به آنان رجوع مى‌شود، نظرات منطبق بر اصول شريعت را براى راهنمايى و هدايت مخاطبان و مراجعه كنندگان ارائه نمايند.
اين‌گونه اختلاف‌ها مى‌تواند در نشر علوم مختلف مؤثر بوده و سير تكاملى علوم را يارى نمايد تا آنجا كه مى‌توان پاره‌اى از مسائل اختلافى را از نوع »اختلاف امتى رحمة« دانست كه به صورت طبيعى در مسائل جزئى هيچ ضررى ندارد و ضرر و زيان وقتى است كه اين اختلاف منجر به تفرق و پراكندگى گشته و مسلمانان از مرز برادرى خارج شوند. در منشأ اين اختلاف بايد گفت كه: در قرآن كه اولين و بزرگترين مأخذ مسلمين است، گذشته از اصول عقايد و پاره‌اى مسائل تغييرناپذير كه ثابت هستند، در بعضى از احكام و قوانين »جاى احتمال و اجتهاد« است و اين نخستين منشأ اختلافات فقها و قواعد نظرى و ارزياى علل و مصالح مى‌باشد.
همچنين دستورات پيامبر چون از ابتدا تدوين نشد و به طرق مختلف نقل و به نسل هاى بعدى رسيد، اين امر چه از نظر سندى و چه از نظر محتوا يا الفاظ و عبارات و امثال آن، نيز باعث بروز اختلاف گشت. حتى در مواردى در قواعد مورد استفاده علما براى درك حقايق قرآن و روايت اختلاف وجود دارد، اما اين اختلافات كه سرچشمه اختلاف علماست به مقتضاى حكمت الهى مى‌باشد، زيرا چنان چه خداوند مى‌خواست مى‌توانست تمام احكام شرع و مسائل آن را به يك سبك نازل كند ولى او مى‌دانست كه امور مردم به يك روش اصلاح‌پذير نيست.
و به همين دلايل بود كه مالك پيشنهاد منصور خليفه عباسى مبنى بر ترويج و حاكم نمودن تنها فقه او و كنار زدن بقيه مذاهب فقهى را نپذيرفت.
اين لطفى الهى است تا امت اسلام دچار خمودى نشوند و اگر بنا بود، مسائل فرعى و نظرى هم مانند اصول ايمانى، يقينى و قطعى باشد، راهى براى تعقل و تفكر باقى نمى‌ماند.
به اين ترتيب، اختلافات در محدوده مسائل فرعى فقهى نمى‌تواند بر پيكره مسلمين ضربه‌اى تلقى شود، همان گونه كه تاكنون مسلمانان پيرو اهل سنت متشكل از چهار گروه فقهى متفاوت تحت همين عنوان وحدت و همبستگى داشته‌اند. شيخ محمود شلتوت رئيس وقت الازهر با استناد به اينكه اين مقدار از اختلاف مورد تأييد اسلام است، فتواى مشهور خود در جواز تقليد از مكتب جعفرى را صادر مى‌نمايد. ايشان در پاسخ به سئوالى كه از او پرسيده بودند آيا جنابعالى با اين نظر كاملاً موافقيد، كه مثلا پيروى از مكتب اماميه اثنى عشرى مغايرتى با دين ندارد؟ مى‌گويد:
آيين اسلام هيچ يك از پيروان خود را ملزم به پيروى از مكتب معينى ننموده، بلكه هر مسلمانى مى‌تواند از هر مكتبى كه به طور صحيح نقل شده و احكام آن در كتب مخصوص به خود مدون گشته، پيروى نمايد و كسى كه مقلد يكى از اين مكتب‌هاى(چهارگانه) باشد مى‌توان به مكتب ديگرى (هر مكتبى كه باشد) منتقل شود.
مكتب جعفرى معروف به مذهب امامى اثنى عشرى مكتبى است كه شرعا پيروى از آن مانند پيروى از مكتب‌هاى اهل سنت جايز مى‌باشد.
هر دو دسته بزرگ مسلمانان، يعنى شيعه و سنى به حق معتقد بودند كه پاره‌اى مسائل اختلافى از نوع »اختلاف امتى رحمة« طبيعى و معمولى است. اما عوامل غير مسلمان و وابسته به استبداد و استعمار، با سوء استفاده از افراط و تفريطها به كمك جاهلان خواسته‌اند. اين اختلافات طبيعى را تبديل به خصومت‌ها و كينه‌ها و تفرقه و تجزيه‌ها كنند.
اختلافات فقهى و اعتقادى هميشه در بين مسلمانان بوده است ولى »دست‌هاى استعمارگر« كه شعارش »تفرقه بيفكن و آقايى كن« است به اين اختلافات دامن زده و كمك كرده است تا بتواند حاكم مطلق مسلمانان باشد.

٦. تدوين و تأليف كتب تفرقه افكنانه
استعمار حقيقتاً در اين زمينه تلاش‌هاى فراوانى كرده است و تا حدود زيادى موفقيت‌هايى نيز كسب كرده است.
اگر به كتاب‌هايى كه از سوى علماى شيعه كه پيرامون مذاهب اهل سنت نگاشته شده است و نيز كتاب هايى كه علماى اهل سنت پيرامون مذهب شيعه تأليف كرده‌اند، نظرى بيفكنيم، خواهيم ديد كه بعضى از مؤلفين بدون برخوردارى از روحيه علمى و رعايت بى‌طرفى دست به قلم برده به جاى بيان حقيقت به خرده‌گيرى نسبت به طرف مقابل پرداخته‌اند.
نام برخى از كسانى كه بر عليه گروهى از مسلمانان كتاب نوشته‌اند در كتاب »منطق شيعه در كنگره‌ها و مجامع علمى« آورده شده است و با كمال تأسف همه اهل كشورهاى مسلمان منطقه كه به ظاهر مسلمان هستند ولى به خاطر غفلت و يا از سر عداوت و يا فريفته شدن به زر و سيم موجبات اختلاف و فتنه‌انگيزى شده‌اند و برادران مسلمان را از هم جدا و نسبت به همديگر بدبين نموده‌اند. در اين باره بايد گفت متأسفانه، شمار كتاب‌ها و رساله هايى كه هم اينك در بعضى از كشورهاى عربى منتشر شده و مى‌شود، از صد و سى جلد فراتر رفته است و تيراژ هر يك از آنها صد هزار يا احياناً ميليونى است.
يكى از كتاب‌ها تنها در كشور فقير سودان، هشت ميليون نسخه چاپ و منتشر شده است كه دو ميليون نسخه از آن خارطوم پايتخت اين كشور پخش شده است!
اخيراً نيز دست‌هاى استعمار كتابى مجهول المؤلف و پر از دروغ و افترا را چاپ كرده كه به دروغ آن را به شخصى كه مدتى در نجف و در حوزه علميه آن به تحصيل پرداخته و سپس از مذهب شيعه رويگردان شده، نسبت داده است، و آن را با تيراژ بسيار زياد چند ده ميليونى چاپ و منتشر كرده، در ميان حجاج كشور سعودى توزيع كرده‌اند.
كتاب‌هاى ديگرى نيز با هدف بر هم زدن وحدت مسلمانان، عليه اهل سنت نوشته مى‌شود و در مناطق سنى‌نشين با تيراژ بالا چاپ و توزيع مى‌گردد كه اين كار بدون برنامه‌ريزى دشمنان اسلام ممكن نيست.

٧. راه‌اندازى سايت‌ها و پايگاه‌هاى اينترنتى
توطئه‌گران استعمار با به كارگيرى آخرين دستاوردهاى تكنولوژى و فناورى، براى رسيدن به اهداف شوم خود و ايجاد تفرقه ميان مسلمانان تلاش مى‌كنند.
از زمانى كه شعار »دهكده جهانى« و »جهانى‌سازى« مطرح شده است. اين مهم در دستور كار طراحان و برنامه‌ريزان استعمار قرار گرفته كه با به خدمت گرفتن تكنولوژى روز، به صورتى فراگير و در عين حال آسان و كم هزينه، و با سرعتى فوق‌العاده، پيام‌هاى خود را به اقصا نقاط دنيا برسانند.
آنان در راه ايجاد تفرقه ميان مسلمانان، از اين امر غفلت نورزيده و با استفاده از آخرين دستاوردهاى تكنولوژى، با راه اندازى سايت‌هاى فراوان اينترنتى به انحراف افكار مسلمانان و تخريب بنيادهاى فكرى و از هم گسستن رشته‌هاى وحدت در ميان آنان مى‌پردازند و همه روزه با مطرح ساختن موضوعات جديد در ابواب مختلف اعتقادى، فقهى و فرهنگى، در رسيدن به اهداف و نيات ناپاك خويش قدم بر مى‌دارند.

٨. شايعه سازى و شبهه‌افكنى
دستگاه شايعه سازى استعمار، همه روزه به توليد انبوهى از شايعات پرداخته، با استفاده از دستگاه‌هاى اطلاعاتى و مخابراتى خود و بهره‌گيرى از آخرين و مدرن‌ترين تجهيزات مخابراتى، آنها را به سمع و نظر همگان مى‌رسانند. اما بايد گفت كه تا زمينه‌هاى مناسبى براى اين امر در ميان مسلمانان موجود نباشد، اين امر نتيجه بخش نبوده، آنچه در اين راستا به اهداف استعمار خدمت شايانى كرده است، زمينه‌هاى مناسب اين مسئله است. اين مسئله در غفلت مسلمانان و ناآگاهى آنان نسبت به همديگر ريشه دارد. امروزه شايعات فراوانى رواج يافته است كه هيچ گونه اساسى ندارد و دروغى بيش نيست، ولى در عمق اعتقادات گروه‌هاى مختلف مسلمان، نسبت به هم ريشه دوانده است.

٩. حمايت از حكومت‌هاى لائيك
از جمله تلاش‌هاى استعمار در مرحله نخست ايجاد نظام‌هاى ضد دينى و در مرحله دوم حمايت فراوان اقتصادى، سياسى و فرهنگى از آنها است. به اين ترتيب، كشورهاى مختلف با حمايت از اسلام آمريكايى، در مقابل اسلام ناب ايستادگى كرده، به ترسيم چهره‌اى غير واقعى از اسلام كه از حقايق و معارف ناب اسلامى تهى است منتهى شده است و اين امر عملاً موجبات تفرقه و جدايى مسلمانان را فراهم كرده است.

ب. سطحى نگرى و عدم ژرف انديشى
يكى از موانع همگرايى مسلمانان، عدم ژرف انديشى عالمان دين و دانشمندان در مبانى و اصول اسلامى است؛ چرا كه شناخت درست مبانى و اصول، خود عامل وحدت و فراهم كننده زمينه‌هاى همگرايى است.
سطحى نگرى از بزرگ‌ترين زمينه‌هاى تفرقه و مناسب‌ترين وسيله براى پياده شدن نقشه‌هاى استعمار است، لذا دشمنان اسلام همواره كوشيده‌اند، تا مسلمانان را از تحقيق و پژوهش و ژرف‌انديشى باز دارند؛ چرا كه با ژرف‌نگرى مى‌توانند به سرچشمه‌هاى زلال وحدت برسند و مايه‌هاى اختلاف را تنها در امور فرعى و جزئى بيابند و با گرد آمدن حول محور اصول به ريسمان استوار خدايى چنگ زنند.
در اين باره بايد گفت كه دور ماندن مسلمانان از تعاليم عالى اسلام، يكى از خواست‌هاى دشمنان بوده است كه در اين راستا كوشش‌هاى بسيار نموده‌اند تا ساكنان كشورهاى اسلامى از علوم و معارف و ژرف انديشى دور شده، در نتيجه بى‌اطلاعى از عمق معارف اسلامى، نسبت به هم دشمنى ورزيده، از سر جهل و سطحى‌نگرى، همديگر را آماج تيرهاى سهمگين تكفير و تحقير قرار دهند، چنان كه از قديم گفته‌اند: »الناس اعداء ما جهلوا«
مردم دشمن چيزى شدند كه نسبت به آن آگاهى ندارند.
همواره بخشى از تلاش‌هاى مصلحان و نيك انديشان در صحنه تفاهم و همبستگى مسلمانان، به تعميق نگرش‌ها و بينش‌ها اختصاص داشته است. مجاهدت‌هاى علمى شرف‌الدين و تدوين كتاب‌هاى متعدد توسط او گامى در اين راستا بوده است. همچنين در اين باره بايد به زحمات علامه امينى اشاره كرد كه با تأليف كتابى در بيش از ١٠ مجلد پيرامون حادثه تاريخى غدير همه مسلمانان را به تعميق در آن حادثه تاريخى دعوت مى‌كند.
با نگاهى به آثار شرف‌الدين و ديگر مصلحان بزرگ چون امينى و مير حامد حسين و...، و اقدامات بزرگ و مؤثرى چون پيشنهاد و تأسيس »دارالتقريب بين المذاهب الاسلامية«، به خوبى در مى‌يابيم كه يكى از اهداف آنان از نگارش اين آثار و تأسيس نهادهايى چون دارالتقريب، دعوت مسلمانان به ژرف انديشى است؛ چرا كه بسيارى از مسلمانان پيش‌تر هم از استنادات تاريخى و روايى بوده‌اند، ولى آنچه كمتر بدان پرداخته شده، تعمق و تدبر در آن‌ها بوده است؛ يا آن‌چنان از هم دور بوده‌اند كه امكان گفت‌وگو و تضارب آرا ميان آنان وجود نگذاشته است.
اين در حالى است كه دين مبين اسلام جهانيان را به علم و فرا گرفتن دانش، تدبر و ژرف انديشى فراخوانده است و مردم را به دانش دوستى و دانشمند پرورى دعوت نموده است و در جاى جاى قرآن مجيد به تدبر، تفكر، انديشيدن و پى بردن به حقايق دعوت كرده است. استفهام‌هاى توبيخى قرآن در اين باره، دليل و گواه روشنى بر اين مدعاست.
از اين رو، براى بازگشت به مجد و عظمت شايسته مسلمين، همه مسلمانان، به ويژه عالمان بايد در مورد دين و عقايد اسلام، علم و آشنايى صحيح و عميق به دست آورند و از هرگونه سطحى نگرى و اعتقادات سست و بى‌پايه پرهيز نمايند كه با اين كار، هم توطئه دشمنان در دور نگه داشتن مسلمانان از علوم و معارف بى‌اثر مانده، هم خود به حقيقت دين رسيده، از سرچشمه‌هاى پاك دين سيراب مى‌شوند.

ج. تعصبات مذهبى
يك از موانع رسيدن به همگرايى اسلامى، تعصبات مذهبى است كه مانع فهم حقيقت دين مى‌گردد.
در اين باره بايد دانست تا زمانى كه همه افراد، به ويژه عالمان و دانشمندان، از شرح صدر و قدرت تحمل ديگران برخوردار نگردند، از كشف حقايق باز مانده، گامى در اين راه بر نمى‌دارند.
تعصبات مذهبى از عوامل اساسى دور ماندن از حقيقت است و افراد را به پايبندى به خواست‌هاى شخصى و عدم انعطاف در شنيدن سخن و سوداى ديگران فرا مى‌خواند.
راه كشف حقيقت، كنار گذاشتن تعصبات مذهبى و احساسات و عواطف شخصى است كه به هر دليل بدان تعلق خاطر پيدا شده است و تا زمانى كه امر بر اين منوال باشد و ما تحت تأثير حساسيت‌هاى مذهبى باشيم، نمى‌توانيم در راه همگرايى مسلمانان گام برداريم. در اين راه، لازم است كه اختلافات را در محدوده بحث‌هاى علمى منحصر كنيم و از تعصباتى كه نسل‌هاى گذشته براى ما به ارث گذاشته‌اند و در اثبات آن هيچ سند و مدركى وجود ندارد، دست كشيده، به ائمه معصومان و در رأس آنان اميرمؤمنان عليهم السلام اقتدا كنيم و به شيوه‌هاى تعامل آنان با مخالفين اعتقادى خود توجه كرده، عمل نماييم.
مسئله تعصب و تقليد غير مجاز در امورى كه باب اجتهاد در آنها باز است، در صدر اسلام نمونه‌اى نداشته و مسلمانان با اجتهاد آزاد و اختلاف نظر طبيعى، به دور از دشمنى، جدايى و تعصب، در كنار همديگر مى‌زيستند،ولى در دوره‌هاى بعد پاى تعصب به ميان آمد و چهار مذهب حنفى و مالكى، حنبلى و شافعى در بين اهل سنت پيدا شد و پيروان اين چهار مكتب نسبت به مؤسس آن تعصب به خرج دادند تاآنجا كه باب اجتهاد را به روى خود بستند و تنها از آنان تقليد كردند، در حالى كه در زمان اين فقها و شاگردان برجسته آنان تعصبى وجود نداشت و هر دسته تنها خود را بر حق و ديگران را بر باطل نمى‌دانست، بلكه نسبت به افكار و نظريات يك‌ديگر احترام مى‌گذاشتند.
اين تعصبات در پيوند با سياست و استعمار، توانست موجبات تفرقه و جدايى امت اسلام را در دوره‌هاى بعد تا عصر كنونى فراهم نمايد.
شيخ محمود شلتوت، در ضمن فتواى تاريخى خود در اين باره مى‌گويد:
بنابراين سزاوار است كه مسلمانان اين حقيقت را دريابند و از تعصب نا حق و ناروايى كه نسبت به مكتب معينى دارند دورى گزينند زيرا دين خدا و شريعت او تابع مكتبى نبوده و در احتكار و انحصار مكتب معينى نخواهد بود.
وى پس از صدور فتواى تاريخى خود در پاسخ به اين سؤال كه »وظيفه و هدف دانشگاه الازهردر اين دوره چيست؟« گفت:
مهم‌ترين نقطه اساسى در برنامه من عبارت است از پيكار با تعصبات و تحقيق و بررسى علوم دينى در محيطى پر از صفا و برادرى، بحث در يافتن بهترين راهى كه بتوان به تحكيم دين و ايمان خدمت كرد و پيروى از دليل قوى از هر افقى كه بدرخشد«.
ابوزهره استاد دانشگاه الازهر و رئيس دانشكده حقوق قاهره در اين باره مى‌گويد:
در نتيجه تعصبات مذهبى و قومى افتراق و اختلاف موجود ميان مسلمين در فكر و احساس و انگيزه و شعور آنان رخنه كرده به حدى كه يك مسلمان به مسلمان ديگرى كه با او در انگيزه فكرى اختلاف دارد به ديده دشمنى كه در كمين او نشسته است مى‌نگرد نه مخالفى كه هر دو در جستجوى حقايق شريعت الهى‌اند. تعصب افكار مذهبى او را طورى گمراه كرده كه آن‌چه براى او اهميت دارد دفاع از فكر و انديشه خود و پيروى آن است نه دفاع از دين و پيروزى دين و اهل يقين.

د. اتهامات واهى و شايعات كذب
يكى ديگر از عوامل تفرقه و يا موانع وحدت و همگرايى بين مسلمانان، اتهاماتى است كه مسلمانان نسبت به همديگر وارد مى‌سازند.
ريشه برخى از نسبت‌هاى ناروا در هواهاى نفسانى و انديشه‌هاى هوس آلود و ريشه برخى ديگر از آنها در توطئه‌هاى استعمارى و استكبارى است كه با استفاده از زمينه‌هاى موجود در بين مسلمانان رواج بيشترى يافته است. گاه اين افتراها به حدى مبتذل است كه مايه تعجب همه - چه شيعه و چه سنى - است، زيرا كه هيچ پايه و اساسى نداشته و از ساخته‌هاى دست بيگانگان است.
ريشه برخى ديگر از اين نسبت‌هاى ناروا و دروغ‌هاى بزرگ جهل و ناآگاهى مسلمانان نسبت به يكديگر است و اين نوع نسبت‌ها با عميق‌تر شدن شكاف و جدايى ميان مسلمانان پيوسته رو به رشد و گسترش بوده‌اند، چرا كه دورى مسلمانان از همديگر و نبودن زمينه‌هاى تفاهم و گفتگو موجبات عدم شناخت از همديگر را فراهم آورده است.
سيد شرف‌الدين با اشاره به وضعيت دردناكى كه مسلمانان بر اثر خصومت‌هاو دشمنى‌ها نسبت به همديگر مبتلا شده بودند، مى‌گويد:
افسوس و صد افسوس كه برادران مسلمان، كه به يك مبدأ و به يك دين معتقدند، حضورشان در پهنه حيات، هميشه حضورى خصمانه بوده است و پيوسته با هم درگير شده‌اند و چونان مردم بى فرهنگ، درگيرى را به اوج رسانيده‌اند... اين است جو اجتماعى نگرانى بار مسلمين در طول سال‌ها و سده‌ها! و اين است مصيبت هايى كه از هر سوى ما را در ميان گرفته است، از پيش و پس و از راست و چپ و در اين ميان، قلم هايى كه به كار مى‌افتد... گاه قلم‌هايى است كه اميد هيچ چيزى به نوشته‌هاى آنها نيست و گاه قلم هايى است كه مزدور و گاه قلم‌هايى در گرو گروه‌گرايى و گاه دستخوش احساسات و در كشاكش اين اوضاع است كه جامعه اسلام به سقوط كشانيده مى‌شود.
در اين باره در مقدمه كتاب »النص و الاجتهاد« چنين آمده است:
نظر شرف‌الدين اين بود كه بسيارى از اختلافات سنى و شيعه پايه درستى ندارد، بلكه سرچشمه آنها دروغ‌ها و اتهام‌ها و تبليغاتى است كه در شرايط زمانى خاص مطرح شده است و قدرت‌هاى سياسى گذشته آنها را اشاعه داده‌اند.
در كتاب »الفصول المهمة« به برخى از موانع همگرايى بين مسلمين اشاره شده است، سيد شرف‌الدين در اين زمينه تكفير و تحقيرى كه نسبت به شيعه صورت مى‌گيرد و نيز روى برگرداندن از مذهب اهل بيت را از جمله عوامل دورى مسلمين و از جمله موانع همگرايى شمرده است.
و به نظر او شيعيان بدين سبب از برادران اهل سنت خود فاصله گرفته‌اند كه آنان نسبت به شيعيان اتهاماتى وارد مى‌سازند و همچنين به اين دليل كه اهل سنت از مذهب اهل بيت: اعراض داشته‌اند. بى شك عوامل ديگر جدايى، در ايراد اتهامات و نسبت‌هاى ناروا بى‌تأثير نيست، عواملى كه موجبات دورى مسلمانان را از همديگر فراهم نموده و بر اثر اين دورى، شناخت آنان از همديگر به حداقل رسيده و در اين حال توطئه‌گران با شايعه پراكنى، دروغ‌هايى را رواج داده و افكار مسلمين را نسبت به هم تحريك نموده و نا آگاهان از مسلمانان خود رواج اين شايعات و اتهامات دروغ را در سطح وسيعى مرتكب شده‌اند و اين مسئله اختصاص به گروهى خاص نداشته و در ميان شيعيان هم افرادى يافت شده‌اند كه عهده‌دار نشر اكاذيب و وارد ساختن و رواج اتهامات نسبت به اهل سنت بوده‌اند و خواسته يا ناخواسته آتش بيار معركه جدايى و تفرقه بين مسلمانان شده‌اند و بدون در نظر گرفتن مصالح عالى مسلمانان اقدام به عميق سازى شكاف به وجود آمده بين مسلمانان نموده‌اند و اين اقدامات تفرقه افكنانه زمانى پايان خواهد يافت كه همه مسلمانان يك تصميم جمعى بر منع شايعه پراكنى و رواج اتهامات بر عليه يكديگر گرفته و پيروان خود را به رعايت و اجراى اين تصميم ملزم نمايند، به اميد آن روز.